X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
1397/07/01 @ 23:24

شب

ساعت یازده و نیمه. چراغا رو خاموش کردیم. توی تاریکی دراز کشیدم و درحالی که آهنگ بی‌کلام گوش میدم زل زدم به تک ستاره‌ای که از پنجره توی دل آسمون دیده می‌شه. خیلی آرامش خاصی توی این لحظات هست. صبح این آرامش و اطمینان رو ندارم. صبح مدام مزاحمم می‌شن. اما الان می‌دونم که زمان تو دستای منه. صدای نفس کشیدن اعضای خونه توی خواب میاد که خودش حس آرامشه از وجودشون. به آینده فکر می‌کنم؛ دلم می‌لرزه و بیخیالش می‌شم. بعد فکر می‌کنم کاش یه لپ‌تاپ داشتم؛ بازم بیخیالش می‌شم... و سعی می‌کنم فقط به آهنگ و تک ستاره‌ی توی آسمون فکر کنم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد