X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
1397/05/24 @ 00:34

خلاصه‌ی اخبار

ای کاش یه کم تنبلی رو کنار بذارم و بیشتر وبلاگ بنویسم. نمی‌دونم چرا قالب وبلاگم خراب شده بود؛ مجبور شدم عوضش کنم.


بعد از نه ماه تدریس بلاخره یه کار جدید پیدا کردم. این هم مورد رضایتم نیست و فعلا فقط برای رفع نیاز مالی شروعش کردم. به امید اینکه کار موردعلاقه‌م رو پیدا کنم. ساعت کاریش خیلی کمه با این حال امروز انقدر خسته بودم که سه رسیدم خونه تا شش خوابیدم. اگه نتونم کاری کنم با حسرت خواهم مرد. از سکته خواهم مرد. اما هنوز امیدم رو از دست ندادم. 


مدام می‌گم برم یه سر به کتابخونه‌ی محله بزنم هی تنبلی می‌کنم. انگار توی جهان قبلی کوالا بودم واقعا. کسی که غذا گرم نمی‌کنه بخوره و سرد می‌خوره. چای نمی‌ذاره به جاش آب می‌خوره. این فرد تا کتابخونه میره؟ بله میره. فردا از سر کار اومدم میرم. صد در صد میرم. کتاب ِ خون‌م خیلی اومده پایین. 


ما یه سری گوجه‌ی گلخونه‌ای توی بالکن کاشتیم. گل هم میده اما بعد گل‌ها گوجه نمی‌شن. خشک می‌شن. نمی‌دونم چرا!!؟ 

خیار هم کاشتیم اما اون اصلا گل هم نداده هنوز. خیلی واسشون زحمت کشیدیم. ای کاش حداقل نفری یه محصول بدن. بی‌چشم و  رو های نمک نشناس! :دی 


باز بوی بد مهر داره میاد. کی حوصله‌ی دانشگاه داره؟ :d 


باران(برادر زاده) کمی بزرگ‌تر شده. اوایل منو نمی‌شناخت الان دیگه بغل منم میاد. بالا انداختنی می‌خنده. مو کشیدن هم یاد گرفته. وقتی دندون دربیاره بهش گاز هم یاد میدم که دخترای همسایه رو بزنه. :-"

نظرات (1)
شباهنگ ||
1397/05/24 ساعت 14:22
این مشروح بود یا خلاصه؟
پاسخ:
والا به نظرم خلاصه بود. تو که پستات ته نداره چرا می‌گی؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد