X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
1397/03/02 @ 18:59

عمه خانم

عمه شدن یک بدی دارد... مدام دلتنگی. همین حالا که می نویسم هم دلتنگم. عکسش را هی نگاه کنی و قربان صدقه ی عکس بروی ظلمی است که بر یعقوب نبی در فراق یوسف هم وارد نشد. تازگی ها متوجه شدیم که ما را می شناسد. صدایش کردنی می خندد. و نادر از هند نبرد آنقدر که این دختر با خنده هایش دل ما را برد. هر وقت زنگ بزنم باران را می پرسم.حاضرم پشت گوشی گریه کند لااقل صدای گریه اش را بشنوم. بس که دلم تنگ می شود. خودم کلاه ندارم، در فکرم که برای باران کلاه آفتابی بگیرم.


 فکر کنم محبت و دوست داشتن یعنی همین. خدا کند بزرگ شد فحش عمه ندهد. :دی 

نظرات (1)
بهار ||
1397/03/03 ساعت 01:36
از وقتی عمه شدی لحنت رسمی شد ها!

بعضی عمه ها عشق برادرزاده می شن. بیشتر مربوط می شه به رابطه و رفتاری که با مامان برادر زاده داری! محترمانه و دوستانه نگهش دار.
پاسخ:
دارم سعی می کنم ادبی بنویسم. :)))) احساس می کنم زیادی ساده می نویسم. می خوام از متنای فرعی شروع کنم. :گیجی:
عجب راهنمایی خوبی کردی بهار. فکر کنم هشتاد درصد درسته.
سعی می کنم کمتر موهاش رو بکشم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد