X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

خاطره

1397/02/13
چی شد که کزاز نگرفتم؟ 

یادمه کلاس دوم یا نمی‌دونم چندم بودم. همون کلاسی که میان و آمپول می‌زنن. زنگ تفریح که زده شد، اومدیم بیرون دیدیم راهروی طبقه اول خیلی شلوغه. بعد گفتن وایسین تو صف که آمپول می‌خوان بزنن. منم خیلی از آمپول می‌ترسم. می‌ترسیدم نه! می‌ترسم. چند وقت پیش مریض بودم رفتم آمپول بزنم به پرستار گفتم خانم من می‌ترسم. گفت منم می‌ترسم!! ترسم ریخت اصلا. :دی

داشتم می گفتم، گفتن صف ببندید. وایسادم همه وایسن و من رفتم ته صف. بچه‌های دیگه خیلی ریلکس بودن. چرا من همیشه اینطوری بودم؟ سر خون گرفتن قبل از ثبت نام اول ابتدایی هم من رو با غل و زنجیر بردن. 

داشتن همه رو آمپول می زدن. هر چقدر زور زدم نتونستم جلوی پیشروی صف رو با نیروهای ماورای طبیعیم بگیرم. ولی همونطور که توی پروفایل نوشتم: شاید میلیونر نباشیم ولی با قلم‌مون میلیونریم. :دی و اون زمان هم البته نه خود قلم، بلکه تخیلم به دادم رسید. وقتی نوبت من فرارسید و دستم رو گرفت و آستین رو داد بالا، ترسم رو خوردم و خیلی جدی گفتم من حساسیت دارم. گفت به چی؟ گفتم نمی دونم ولی حساسیت دارم. دستم رو ول کرد. گفتم خدایا شکرت از این مرحله رد شدم که دکتر ناظم رو صدا کرد که به خونه‌مون زنگ بزنه. 

عجب گیر سه‌پیچی بودن. وقتی شماره خونه‌مون رو پرسیدن خب معلومه که گفتم بلد نیستم. :دی شروع کرد به گشتن پرونده و من دعا می‌کردم پرونده‌م گم شده باشه. ولی پیداش کرد. :| زنگ زدن و خب من اصلا هیچ حساسیتی نداشتم و مامانم هم اولین بار بود می‌شنید دخترش حساسیت داره. 

همراه با گریه و زاری من، باز دستم رو گرفت و آستینو داد بالا. اینا خودشون پاچه و آستین ندارن؟ :دی دیگه تخیل چاره نمی‌کرد به جاش تا تونستم گریه کردم بلکه به رحم بیاد. نیومد. اینطوری شد که کزاز نگرفتم. 

مرورگرم مشکل داره لینک نمیده. به همین علت اجباری به کپی و پیست کردن  آدرس سایت یک آشنا که این مسابقه رو برگزار کرده اکتفا می کنم. 


1ashena.ir
نظرات (4)
درود
این کلک همه ما ها بود که موقع مایه کوبی و آمپول در مدرسه بگیم که حساسیت داریم ولی هیچگاه هم افاقه نمی کرد و امپوله را با شدت بیشتری فرو می کردن
پاسخ:
آره اونام فهمیده بودن کلکمون رو دیگه.
نیروی ماوراء طبیعی؟!!!
اکسپلیارموس؟
می زدی خلع سرنگ می شدن!
پاسخ:
زیر هفده سال بودم نشد بزنم. لو می رفتم. نامردا زدن بهم آخر سر.
پاسخ:
اول تشکر میکنم برای این که شرکت کردید
ولی خدایی چه قدرت تخیلی داشتی شما
+ میتونی اون لینک بزرگ و بد قواره رو با یه لینک کوتاه عوض کنی مثلا شما همون یک آشنا رو بنویسی کفایت میکنه
پاسخ:
ترس این قدرت رو داد به من. :دی
مرسی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد