X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
1396/10/01 @ 07:17

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿۱﴾. آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود

این اولین زلزله ای بود که من تجربه کردم یا لااقل به یاد دارم. از زلزله خواهشمندم که صبح ها بیاد تا ما لباس مناسب داشته باشیم بتونیم فرار کنیم.

قضیه اینطوری بود که من تازه رفته بودم بخوابم و داشتم خواب می رفتم که  یهو زمین نمی دونید چطوری لرزید. انگار دستت رو تند تند به چپ و راست تکون می دادی. و یه صدای وحشتناک که احتمالا مصالح ساختمانی بود هم به گوش رسید. داداشم داد زد خدیجه! 

یاد فیلمای زمان جنگ افتادم. وحشت کردم. از رخت خواب اومدم بیرون و داد زدم.  اسم داداشم رو صدا کردم. اما نشنید چون می خواست مامان و بابا رو هم بیدار کنه. رفتم سمت چهارچوب. باز صدام کرد که برم بیرون. تی شرت داشتم. نه می تونستم برم تو کوچه نه از ترس وایسم. هی داشتم داد می زدم و داداشم رو صدا می کردم. بابام اومد و بغلم کرد که نترس.نترس. گفتم خدایا خواهش می کنم هیچی نشه. 

هی نگران بودم سقف بریزه. 

البته زلزله خیلی کم و احتمالا چندین ثانیه بود و این هول شدن من بعد از وقوع بود و خبر نداشتم که قطع شده و باید آروم باشم. 

بعد از رفتن بیرون هم مدام یاد اون صحنه می افتادم و ناراحت می شدم. حدودا یه ساعت بعد زلزله من به حالت عادی برگشتم و آروم شدم. 

امشب هم که با لباس خوابیدم. خداروشکر اتفاقی نیافتد.