X
تبلیغات
رایتل

همچنان آنشرلی

1396/05/12

کتاب آن شرلی در گیرین گیبلز، کتابی هستش که در دست خوندنم قرار داره. گاهی که دارم می خونم از شدت ذوق وایمیستم و لبخند می زنم. آنشرلی خیلی به دلم می شینه. کتابش اونقدر برام واقعیه که دیوونه م کرده. داشتم می گفتم که گاهی دست از خوندن می کشم و به گذشته فکر می کنم. سعی می کنم اون قسمت رو توی کارتونش به یاد بیارم. یا به یاد بیارم که چه کارایی می کردم. عاشق حرف زدن های آنشرلی شدم. منم مثل متیو اصلا از حرف زدنش خسته نمی شم. کتابی حرف زدنش خیلی بامزه ست. گاهی فکر می کنم داره مسخره می کنه. کمی دم دمی مزاجه و واسش اصلا خوب نیست. توی خونه مدام بلند بلند می گم که واای خیلی کتاب خوبیه. فصل اولش که آن نیومده بود خسته کننده بود و با زور خوندم و خوبه که ول نکردم کتاب رو. 


فکر کنم شش تا جلده. وسوسه شدم که بخرمش اینا رو. باید بدم بچه هام هم بخونن.  :))) تازه می تونم بذارم توی کتابخونه م و کلی عشق کنم از نگاه کردن بهشون. 

دوست دارم حس هام رو از خوندن این کتاب واسه یکی تعریف کنم. الان حدودا گفتم.  :دی

نظرات (4)
سیرک عجایب دارن شان که نبود؟ اونو مسلما باید خونده باشی. هر کی هری پاتر می خونه، اونم خونده!
نه تو ریدرهای گود(!) عضو نیستم. اصلا نمی دونم چی هست!
پاسخ:
بذار برم ببینم چی بود.
اهان
نه
اسمش سیرک میراندا از کی سی بیسلی. اگه اسم نویسنده رو درست نوشته باشم چون اینور انگلیسیش رو نوشته بود فارسی نوشتمش. :))
اقا سیرک عجایب رو هم نخوندم. :| می خونمش ولی اینطور که گفتی باید شرمسار بشم. :دی

عضو شو. عضو شو.تدی هم عضوه. ادش هم کردم تااازه. :دی

اهان گفتی نمی دونی چیه. ببین یه سایته که کتاب های خونده و درحال خوندن و درآینده می خوای بخونی رو ثبت می کنی و هر کی رو دنبال کنی کتابای اونم می بینی و حتی می تونید به هم کتاب پیشنهاد بدید. خود سایت هم با توجه به سلیقه تون که توی پروفایل مشخص می کنید بهتون کتاب های جدید رو پیشنهاد می ده. می تونید پاراگراف های موردعلاقه تون رو هم بنویسید و خلاصه خیلی چیزای دیگه. برنامه ش رو می تونی توی گوشی هم نصب کنی.
Goodreads.com
هشت تاس. اگر اشتباه نفرموده باشم.
پاسخ:
اگه قلمش توی کتابای بعدی افت نکنه همه رو می خونم و می خرم.
یه خط نوشتیم، یه طومار جواب داده!

ببین هنوز این عادت جمع نوشتن فعل ها روم مونده!

خودم به هک گفتم برام پیام نیار. مخصوصا روزای اول که تحمل شنیدنشونو نداشتم.
تو این مدت دل منم گاهی برای خیلی چیزا تنگ می شد. ولی خب...نشد...مطمئنا منم بعد از اون همه وقتی که گذاشته بودم و اون همه زحمتی که کشیده بودم، نمی خواستم این جوری بشه. ولی همیشه شرایط اون جوری که می خواییم پیش نمی ره. گاهی مجبوریم بر خلاف میلمون عمل کنیم. گاهی مجبوریم عذاب بکشیم...دلتنگ بشیم...دلمون بشکنه...

ممنون که حرفاتو زدی. اتفاقا تاثیر خوبی روم گذاشت.

این روزا احساس کمبود کتاب کرده بودم.دنبال کتاب می گشتم. دو سه تا از سبک های مختلف خریده بودم. اینم به نظرم جالب و سرگرم کننده میاد.تازه، هری پاترامم گم کردم. احتمالا دادم به یکی و پس نداده. همه رو باید دوباره بخرم. خونه که بی هری پاتر نمی شه!
پاسخ:
حفظ کن این جمع نوشتن رو.

اره هک گفت که ارباب گفته. من خواستم سریش بازی دربیارم دیدم هک به چشم دیوونه بهم نگاه کرد بیخیال شدم. :))) منم خالی شدم حرفام رو زدم گیر کرده بود تو دلم. من توی سایت هم گفتم تنها راه ارتباطیم همین سایته باهات. حالا شده این وبلاگ گویا. :دی زود زود سر بزن. دلم تنگ می شه.

بهار گودریدز رو عضو شو. خیلی کتابای باحالی معرفی می کنن بچه ها بهم ولی نمی تونم تهیه کنم به دلایلی ولی تو احتمالا بتونی واست خوبه. مثلا تازگی ها یه سیرک نمی دونم چی چی معرفی کردن که پنج تا از مردم ستاره گرفته و فانتزیه. عضو شو خوبه.
البته شایدم عضوی.

ببین آن شرلی کارتون هم داره. منی که عشق کارتونم کتابش رو بیشتر پسندیدم.
سرگذشت نویسنده ش رو دیشب خوندم افتضاح بود.

من فقط کتاب سه ی هری رو دارم. فیلماش بیشتره تو خونمون. چون کتاباش رو از کتابخونه می خوندم وقتی بزرگ شدم فیلماش رو خریدم فقط.
فقط وسوسه نشدی...منم وسوسه کردی بخرمش.
پاسخ:
بهاااااااار
دلم برات تنگ شده. هک می گفت پیام نفرستم. روز اول فرستادم روز دوم هم پیام دادم و بعد احساس کردم خیلی ضایع ست رفتارم چون هک دوباره گفت پیام نده! :| یه جورایی مزاحمش هم می شدم.
دیروز اینا بود که آدرس ایمیلت رو یادم اومد.
من به هک هم گفتم که شاید من خیلی حق ندارم اعتراض به حرکتت بکنم چون خیلی نبودم پیشتون و خیلی دیر دیر میومدم. اما خب چه ربطی داره من چون توی سایت نبودم حق ندارم دلتنگ شم؟من شاید پست نمی زدم ولی حتما سر می زدم. من دلم برای بهار که می تونه تنگ شه. واسه پیام دادنم بهش واسه خوندن داستاناش. واسه بامزه حرف زدناش. واسه اتفاقایی که افتاده. یه بار من ناراحت بودم باهاش حرف زدم. یه بار دعوا کردیم. دیگه دوستش نباشم اون دوستم هست.
من خیلی شرمنده ام که اینجا اینا رو گفتم چون شاید دوست نداشتی درمورد این موضوع حرف بزنی اما نتونستم نگم که خب دلم تنگ شده بود. آقا شاید شما خیلی دیر کسی رو دوست حساب کنید اما خب محبت شما شاید زود بشینه به دل یکی دیگه.

من خییییلی خوشحالم که وسوسه شدی چون من که این کتاب رو خیلی دوست دارم. یه پاراگراف ازش پایین گذاشتم اگه از اون پاراگراف خوشت اومده باشه پس حتما بخر کتابش رو.

:)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد