Excuse me

1396/05/26

وقتی حدودا دوم ابتدایی بودم، دخترداییم یه سی دی آهنگ هندی داشت که باهاش می رقصیدیم. بین آهنگا یه آهنگی هم بود که فکر کنم هنرپیشه هاش کره ای بود. یادم نمیاد. خلاصه توش یه تیکه انگلیسی صحبت می کردن. دوتا دختر بودن و یه پسر. این جمله ای که اینا به انگلیسی می گفتن رو ما می شنیدیم و تکرار می کردیم. نمی دونستیم چی می گه و خیلی دوست داشتیم بدونیم. من به طور کل اون قضیه و فیلم و جمله رو فراموش کردم تا یه هفته پیش که یهو به کلمه ی gallant برخوردم. همین جوری که هی داشتم کلمه رو تکرار می کردم یهووو توی سرم جرقه خورد و یاد اون آهنگ افتادم. خیلی حس خوبی بود که معنیش رو فهمیدم. حیف جوابی که پسره در مقابل این حرف داد رو یادم نیست چون طولانی بود و ما بچه بودیم نتونستیم حفظ کنیم. 

.

1396/05/22

من نوشتن رو دوست دارم. دوست دارم بنویسم. دوست دارم خوب بنویسم. اما خب من تازه با جادوش آشنا شدم. وقتی می نویسم ذهنم اممم... ذهنم آزاد می شه. و وقتی داستان می نویسم هیجانم رو منتقل می کنم. کتاب که زیاد خوندم ولی هیجان رو فقط توی تند تند حرف زدن آنشرلی خوب حس کردم.


حالا که حرف از آنشرلی شد بگم که متاسفانه جلد دوم که تا به حال خوب پیش نرفته. امیدوارم بهتر بشه.من بچگی های آنشرلی رو بیشتر دوست داشتم. کتاب های دارن شان رو به پیشنهاد بهار شروع به خوندن کردم.البته بهار پیشنهاد نداد فقط گفت باید خونده باشی! منم شروع کردم به خوندن و الان جلد دومم و خووبه راستش.


هدف از این پست انتقال حرفای دلم بود ولی من هیچ وقت حرفای دلم رو اینجا نمی نویسم. فقط برای زجر دادن شما میام می گم حرف داشتم و نگفتم. :دی

جدی جدی رسیدآ

1396/05/20

بنفش

1396/05/17

روز سختی بود.بعد از انجام دوتا ماموریت خطرناک عصر وقتی داشتم با بنفش( بنفش اسم اژدهامه که خودم از کوهای آلپ پیدا کردم و رامم شد) توی آسمون چرخ می زدم یه اژدهای آتیشی بهمون حمله کرد. از بالای سر. تا به خودم اومدم نصف دم بنفش رو خورد. بنفش شروع کرد به جیغ های دردناک کشیدن اما اگه بیشتر ادامه می داد باید ادامه ی دردش رو تو شکم اژدهای آتیشی می کشید. به همین علت افسارش رو کشیدم و با خشونت اوج گرفتم. ولی ما خیلی کوچیک بودیم برای اوج گرفتن جلوی اون هیولا. سر بنفش رو کج کردم سمت کوهستان تا شاید اونجا خلاص شیم. پرواز کردم سمت یه تونل از کوهای بلند و نوک تیز کوهستان آلپ و اژدهای آتیشی گیر کرد لای کوه ها. گنده بودن خیلی هم خوب نیست باید رژیم بگیره. 

مرا به نام کوچکم صدا بزن

1396/05/15

توی کلاس اسم یه نفر دیگه هم خدیجه ست. امروز وقتی صداش کردم متوجه آهنگ اسم خدیجه شدم. چقدر اسمم قشنگه. تا حالا خودمو صدا نکرده بودم. 

( تعداد کل: 11 )
   1       2       3    >>