X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
1396/03/20 @ 01:15

ببلندگوهای( اول خواستم بنویسم اسپیکر بعد گفتم خوب نیست انگلیسیش رو بنویسم وقتی فارسی داره ولی بلندگو یه جوری برای من یادآور میوه فروش ها هستش.) کامپیوترمون خیلی وقت بودش که خراب بودند و من نمی تونستم فیلم ببینم. تلویزیون هم که توی سالنه. دیروز با اینکه می دونستم قبلا خیلی سعی کردیم و داداشم هم خیلی سعی کرده اما بلندگوها درست نشدن؛ چون حالم خیلی خوب بود و دنیا رو از دید مثبت نگاه می کردم، یه لیوان نسکافه گذاشتم بغلم و گفتم دوباره امتحان می کنم. 


و جالبه که بگم توی کمتر از پنج دقیقه بلندگوها رو درست کردم. :| قبلا خیلی تلاش کرده بودمااا. خلاصه خوشحال که بودم. با درست کردن بلندگوها دیگه بال درآوردم. یه فیلم گذاشتم و تماشا کردم. و از صفحه ی مانیتور و موفقیتم در درست کردن بلندگوها هم عکس گرفتم. :دی 


دوستم نیم ساعت پیش( 00:30) پیام داده: پاشو یه لبخند بزن و دوباره بخواب. ( سازمان مردم آزاری)

خب من بیدار بودم ولی. :)))

جواب دادم: امیدوارم توی شیرین ترین و گرم ترین لحظه ی خوابت دستشوییت بگیره. 

جواب داد: خدیجه!!!!!!!!

جواب دادم: خدیجه خجالت کشید.


الان که نوشتمش دوباره خجالت کشیدم. :| خب آخه دستشویی رفتن که عادیه! چرا واقعا منو خجالت زده می کنن؟