X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
1396/02/13 @ 00:59

دخترعموی دوست نداشتنی من

من نمی تونم انکار کنم که دخترعموم، دختر خوبیه. مهربونه و از من بهتره حداقل رفتارش. ولی نمی دونم چرا نمی تونم ازش خوشم بیاد. خیلی غیرقابل توصیفه حسم بهش. باز وقتی رو در رو صحبت می کنیم بهتره ولی وقتی پیام میدیم پیاماش اونقدر سرد و خشنن که اصلا نمی تونم بفهممش. یعنی نمی تونم دوسش داشته باشم. یه جورایی زیادی جدیه. زیادی می فهمه و اینو نمی تونم تحمل کنم. نه اینکه حسودی کنم نه! بلکه از هر حرف من می خواد به یه نتیجه ای برسه در صورتی که من نصف حرفام بی هدف و رو هواس و منظور بدی ندارم. من خیلی عاقل نیستم.


گاهی وقتا یه حرفای خیلی بدی می زنه که خیلی منو ناراحت می کنه. مثلا غیر مستقیم و یا گاهی مستقیم تیکه میندازه. غیرمستقیم منو با بقیه مقایسه می کنه. ارزش هاش و حرفاش و رفتاراش یکی نیست. یه مخلوطی از سنتی و جدیده! نمی تونم اصلا دوسش داشته باشم. 


+ من خودمم آدم خیلی باحالی نیستم. خدایا اگه من با کسی یا کسانی مثل دخترعموم رفتار کردم و حالا تو برای مجازات دخترعموم رو مقابل من قرار دادی هیچ شکایتی نمی تونم بکنم. شرمنده هستم و سعی می کنم آدم بهتری باشم. 

نظرات (1)
جهانگرد ||
1396/02/14 ساعت 09:48
دلم برای اینجا تنگ شده بود.
انگار همین دیروز بود داشتم می‌رفتم و تو هم تصادفا سفرنامه بروکسل می‌نوشتی. :))
یادش بخیر

پ.ن: زور نزن تو آدم بشو نیستی. همون ابربشر باقی می مونی! فرشته اصن :))
پاسخ:
آره واقعا. سفرنامه بروکسل یه جور دست نوشته بود که شما به من جو دادید ادامه دادمش. :)))) خاطره ی خوبی بود.

شیطان هم فرشته س خب. خوب بودن سخته. می خوام خوب باشم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد