X
تبلیغات
رایتل

زنگ می زنم بیاد :|

1396/02/04

یه بار نزدیکای خونه مون یکی بهم یه حرفی زد. یه بچه ی ششم ابتدایی بود. هم از بچه بودنش و با من در افتادنش، هم از حرفش عصبانی شدم. چاق و قد بلند بود. خیلی بزرگ دیده می شد. با عصبانیت برگشتم بهش گفتم چی گفتی؟ 

خیلی ترسید. داد زدم که دفعه ی آخرت باشه وگرنه زنگ می زنم بیان! 


و پشتم رو بهش کردم و راه افتادم. بعدش به یاد آوردم چون صبحه همه رفتن سر کار و کسی نیست درواقع که زنگ بزنم بیاد. خوب شد پسره کوتاه اومد حالا. 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد