X
تبلیغات
رایتل

با خوندن پست جولیک باز به فکرش افتادم

1395/12/16

من خیلی وقته به این موضوع فکر می کنم که چی کار کنم زندگیم دچار عادت نشه؟ به این فکر می کنم که این مردم چطور سال ها بدون خستگی کنار هم زندگی می کنن؟ چی کار کنیم که شوق و ذوقمون رو از دست ندیم؟ چی کار کنیم زندگیمون دچار عادت نشه و نشیم همون همیشگی؟ 

خیلی فکر کردم و واقعا راه خاص و ماندگاری پیدا نمی کنم. چیزهایی که به ذهنم رسید مثلا خوشحال زندگی کردن بود. یا تجربه کردن چیزهای جدید. انجام کارهای جدید. قدر هم رو دونستن. یا مثلا مثل روز آخر عمر زندگی کردن.

نمی دونم اینا چقدر تأثیر داره. من خیلی می ترسم فقط. دیگه چه کارهایی می شه کرد؟ 

نظرات (5)
شخصیه به نظرم. مشترک نی.
نگارنده اون توضیحات از درخواست توضیح بیشتر خودداری نموده و ما را در کف نهاده است، وگرنه میپرسیدم برایت:دی
پاسخ:
:))))))
باشه. اشکالی نداره. دستت درد نکنه. خیلی کمک کردی بازم.
Pouya:
خب آره زندگی ته نداره. چرخه های زندگی تکرار شونده و پایان ناپذیرند. اما اینا به معنی مسخره گی و بیهودگی نیست.

وقتی آدم توی همین چرخه ها کاری رو انجام بده که دوست داره. کاری رو انجام بده که موقع انجامش از خودش راضی باشه، دیگه براش بیهوده نیست.

حالا برخی آدما اون چرخه اصلی، کار کردنه.
برای برخی آدما، عبادته
برخی آدما درس خوندن
برخی آدما خوش گذرونی کردن. حتی کار میکنه برای اینکه پول جمع کنه تا خوش بگذرونه

آدم وقتی چرخه اصلی زندگیش رو پیدا میکنه، دیگه نمیپرسه چرا؟ توی اون چرخه، احساس بودن میکنه، احساس معنا، احساس لذت. احساس میکنه تازه واقعیت پیدا کرده، وجود پیدا کرده، تازه به رسالت واقعی و مسیر وجودی خودش رسیده! احساس میکنه برای همین کار ساخته شده
پاسخ:
متوجه شدم. می دونی، بیشتر افرادی که تا به حال دیدم شاید به قول دوستت اون مسیری که باید رو پیدا نکردن و یا... ولش کردن. بیشتر دور و بریام دیگه امیدی به رویا و رسیدن به هدف ندارن. افتادن تو یه چیزی که اسمش رو گذاشتن زندگی و همه شون همون راهی رو میرن که بقیه رفتن. یا درواقع شاید مسیرشون رو همین هیچ کاری نکردن انتخاب کردن. به همین علت هی برام سوال بود که چی کار کنم. حدودا می شه گفت قانع شدم با جوابی که دادی. ولی این حرف برای زندگی شخصیه یا زندگی مشترک؟
اولا که کدامین پست؟
دوما که من یه دور با چویل در این مورد صحبتم شد،گفت باید زندگیت یه محور اصلی داشته باشه و بقیه چیزا میشه حاشیه برای اون محور اصلی که دوستش داری.
من که هنوز ندارم خودم البته!
پاسخ:
پستی که توش از عادت گفتی.
خب من این محور که گفتی رو خوب متوجه نشدم. می شه توضیح بدی؟
جوابشو پیدا کردی حتمن بنویس . منم جوابی ندارم
پاسخ:
حتما.
هیچ کار خاصی قرار نیست انجام بدی
فقط وقتی محبت کردی به جایی نرسی که پیش خودت بگی دیگه بسه پررو شده و مطمئن باش همون لحظه اونم همین فکرو درموردت میکنه
فقط محبته که نمیذاره عادت شی،چون همیشگیش ادمو دلزده نمیکنه
پاسخ:
بعد از یه مدت تو اون محبت ها رو حق مسلم خودت می دونی و خب خود به خود پررو می شی. مثل حرکت ما در حق پدر و مادرامون. یعنی به محبت هم عادت می کنیم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد