X
تبلیغات
رایتل

طلب شفا

1395/12/04

نمی دونم چرا از بچه زرنگا سر کلاس انتظار دارن جواب همه ی سوالا رو بدونن. نمی دونم چطوری بهشون حالی کنم من اگه بلد بودم نمیومدم کلاس! 

آینه ی نفاق انگیز

1395/12/03

توی ایستگاه مترو یه سری تبلیغات درست کردن به این شکل که یه تابلو که از دور آینه س و وقتی جلوش وایسی عوض می شه تصویر و تبلغ موردنظر رو نشون میده.  نمی دونم ایده ش رو از کجا گرفتن ولی توی کتاب های هری پاتر هم یه آینه ای بود که از دور معمولی به نظر می رسید ولی جلوش که قرار می گرفتی،  آرزوهات و درواقع چیزی که دوست داشتی باشی رو نشون می داد. 


این تبلیغ منو یاد اون آینه میندازه و حتی یه حسی بهم می گه سازنده ش خواننده ی هری پاتر بوده. :) اما خب خوب درست نکرده.  مثلا میری جلوش و تبلیغ شامپو می بینی!  خیلی می خوره تو ذوق آدم. به نظرم باید کمی بیشتر خلاقیت به خرج می دادن.  البته شاید بشه این رو قدمی به سوی تبلیغات خلاق تلقی کرد و خیلی خرده نگرفت.  

وقایع اتفاقیه

1395/12/03

کل هفته کلاس دارم.  این روزا انقدر خسته می شم که واقعا دیگه جمله ی هفته ی سختی بود به یه هفته گفته نمی شه.  به همه ی هفته های من گفته می شه.  جالبه خیلی خسته می شم.  اما یه خبر خوب اینکه می خوام شنا یاد بگیرم.  خب فکر کنم باید بلد می بودم حالا بلد نیستم چه می شه کرد.  یه عمر تو آب الکی دست و پا زدیم.  :)) حالا قراره یاد بگیرم.  :)  بعدش می مونه تیراندازی و اسب سواری که به حرف پیامبر عمل بشه.  :دی 


چقدر اوضاع قیمت ها این روزا خرابه.  واقعا نگرانم من برای مردم کشورم.

1395/11/30
دلم می خواد شعر بنویسم.  از این شعرهایی که هیچ قافیه ای نداره اما کلمات خودشون قافیه می شن. خودشون مفهوم می شن.  این شعرهایی که حرف دل آدم رو می زنن. مثل بارون می مونن. 

بزرگی

1395/11/29

خیلی ها رو می شناسم که می گن ما بیشتر از سنمون می فهمیم.  من کلا از کسایی که بیشتر از سنشون بفهمن یا حرف بزنن بدم میاد!  خودم اصلا این ویژگی رو ندارم.  حتی احساس می کنم خیلی کوچیک تر از اون چیزی هستم که سنم می گه.  و تجربه م صفره.  یا انگار تو مغزم هیچ تجربه ای نمیره.  تنها چیزی که من از رفتن تو جامعه تونستم بفهمم اینه که ازشون دور باشم.  به جز این مورد من هنوز همون قبلی ام.  هنوزم همون دختری ام که سوم راهنمایی بوده.  


تو خیلی از موارد فکر نکرده عمل می کنم. همیشه هم پشیمون می شم.  فکر کنم باید مثل هری پاتر رو دستم هک کنم" فکر کن قبل از هر کاری".

شاید در اون صورت یادم نره.  امروز داشتم به چند ماه پیش فکر می کردم.  چقدر دیوونه بودم.  حتی چند هفته پیش یکی گولم زد و الان بهش پی بردم.  :\ کیبردم خط صاف نداره که پوکر فیس بزنم همش دهن کجی می شه. خلاصه می خواستم بگم چقدر راحت گولم زدن. 


نمی دونم واقعا.  هیچ تغییری در خودم حس نمی کنم که بگم بزرگم الان.  انگار دوازده سالمه.  همراه با کودک درونم کودک موندم.  شاید باید بیشتر با مردم بپرم. ولی خب نمی خوام مثل مردم باشم.  می خوام خودم باشم فقط کمتر گند بزنم.

( تعداد کل: 159 )
   1       2       3       4       5       ...       32    >>